کد خبر 411579
تاریخ انتشار: ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۰۹:۱۸

اين طرح يک فوريتي با چند ماده به صحن علني رفت. ماده يک از تغيير حوزه جغرافيايي انتخابات و تبديل حوزه شهرستاني به استاني سخن مي‎گويد. طبق اصل 62 قانون اساسي نيز تعيين حوزه انتخابيه با مجلس شوراي اسلامي است.

به گزارش مشرق، موضوع استاني شدن انتخابات در هفته گذشته واکنش‎‎هاي فراواني را به‎همراه داشت. براي بررسي اين موضوع با سيدشريف حسيني، نماينده مردم اهواز، حميديه و باوي که هميشه اصرار دارد نماينده مردم خوزستان ناميده شود به گفت‎وگو نشستيم. آنچه مي‎خوانيد ماحصل گفت‎وگوي ما با ايشان است. البته ذکر اين نکته ضروري است که آقاي اسماعيل جليلي، نماينده مردم مسجد سليمان و آقاي جهانگيرزاده، نماينده مردم اروميه نيز قرار بود به‎عنوان مخالف طرح استاني شدن انتخابات در ميزگرد ما حاضر باشند که با وجود هماهنگي‎‎هاي صورت‌گرفته در نهايت خلف وعده کردند!

اگر موافق هستيد در ابتدا تحليلتان از کليت طرح را ارائه دهيد و سپس به مباحث بعدي بپردازيم.

طرح يک فوريتي «استاني شدن انتخابات» به مجلس ارائه شد و با 133 راي در تاريخ 1394/1/23 تصويب شد. اين طرح بسيار ساده و شفاف است. مبني بر اينکه با توجه به شرايطي که بعد اشاره خواهم کرد، نمايندگان مجلس به اين نتيجه رسيده بودند که ضمن حفظ سهميه شهرستان‎ها، وضعيت انتخابات در مجلس شوراي اسلامي را تغيير دهند و انتخابات استاني شود که افراد شاخص و توانمند به مجلس راه پيدا کنند، ضمن اينکه ارتباط حوزه‎اي هم بين مردم و نمايندگان از بين نرود.

اين طرح يک فوريتي با چند ماده به صحن علني رفت. ماده يک از تغيير حوزه جغرافيايي انتخابات و تبديل حوزه شهرستاني به استاني سخن مي‎گويد. طبق اصل 62 قانون اساسي نيز تعيين حوزه انتخابيه با مجلس شوراي اسلامي است. طبق اين قانون، تعداد نمايندگان هر حوزه مثل تعداد نمايندگان در قانون گذشته است و افزايش پيدا نکرده است. امروز اگر شهري مثل خرمشهر يک کرسي در مجلس داشته باشد، همان يک کرسي او در مجلس محفوظ است با اين تفاوت که رقابت بين افرادي است که نامزد انتخاباتي در خرمشهر مي‎شوند. اما اين رقابت با احراز يکي از اين سه شرط براي کانديدا‎ها امکان‌پذير است:

1. کانديدا‎ها متولد خرمشهر باشند.

2. سابقه يک دوره نمايندگي مردم خرمشهر در مجلس را داشته باشند.

3. پنج سال سکونت منتهي به انتخابات در شهر خرمشهر را در کارنامه خود داشته باشند. بنابراين کسي از ميان آن‎ها نماينده خرمشهر مي‎شود که بيشترين راي را در استان بياورد. مردم خرمشهر مي‎توانند به اين کانديدا و ساير کانديدا‎هاي استان خود راي بدهند. هم‎چنين مردم ساير شهر‎ها نيز مي‎توانند به شخص مورد نظر از حوزه خودشان و سايرين راي بدهند.

در رسانه‎ها اين ذهنيت وجود دارد که اگر تعداد کرسي‎‎هاي يک شهر در انتخابات 18 نفر است، 18 نفر اول آرا به مجلس راه مي‎يابند. با اين توضيحات، شما اين ذهنيت را رد مي‎کنيد؟

چنين چيزي اصلا صحت ندارد! سهم شهرستان‎ها در جاي خود محفوظ است و سهم کلانشهر‎ها نيز در جاي خود. طرح مبني بر اين است که نامزد انتخاباتي در حوزه انتخاباتي فعلي، کرسي خود را دارد. فقط رقابت بين اين افراد با شرايط ذکر شده است. فردي نماينده شهرش مي‎شود که بيشترين راي در استان را داشته باشد.

يعني ممکن است فردي نماينده شود که راي وي در استان بالاتر بوده اما در شهر خود راي سوم را داشته است؟

بله، اما يک حداقل 15 درصدي درباره اين راي نيز وجود دارد. کانديداي منتخب بايد حداقل 15 درصدي از آراي ماخوذه در شهر خود را داشته باشد. رقابت بين آن‎هايي خواهد بود که اين 15 درصد را واجد باشند. کانديدايي که اين 15 درصد را نداشته باشد از گردونه رقابت‎ها حذف خواهد شد.

چيزي شبيه يک انتخابات دو مرحله‌اي؟! درصدي که در حال حاضر 25 درصد است؟

بله، اما فرآيند اجراي انتخابات در يک مرحله است. البته ما پيشنهاداتي در جزئيات داريم که اين درصد را تا 25 درصد نيز افزايش مي‎دهد. يعني اگر من 10 درصد راي اهواز و 90 درصد راي استان خوزستان را داشته باشم، انتخاب نخواهم شد!

موضوع بعدي اين است که ما با اين کار هزينه‎‎هاي انتخابات دو مرحله‎اي را کاهش مي‎دهيم. دو مرحله‎اي بودن انتخابات بر دولت هزينه تحميل مي‎کند و در نتيجه اصل هفتاد و پنجي نخواهد بود. اين اصل مي‎گويد که بايد هزينه‎هاي دولت را کاهش داد.

اگر به‎خاطر داشته باشيد، رهبري در سفرشان به کرمانشاه از پارلماني شدن نظام سخن به ميان آوردند. بسياري از صاحبان نظر اين استاني شدن انتخابات را حرکت نظام به‎سـوي پارلمانتاريســـم مي‎دانند. شما در اين‎باره چه نظري داريد؟

حضرت آقا در سفرشان به کرمانشاه اشاره‎اي به آينده نزديک نداشتند. دليل آن هم نداشتن زيرساخت‎‎هاي اين بحث در فضاي فعلي کشور است. يکي از اين زيرساخت‎ها همين انتخابات استاني است! انتخابات استاني کمک مي‎کند که ما به‎سمتي برويم که شرايط موجود را تغيير دهيم. وقتي قانوني‎ترين فرد نظام ما بعد از چند سال به اين مي‎رسد که مي‎توان به اين مدل فکر کرد، ما بايد زيرساخت‎‎هاي آن را آماده کنيم.

در حال حاضر مي‎توان با اين طرح، توانمندي و شاخص بودن چهره‎‎هاي حاضر در مجلس را افزايش داد. به اين صورت که وقتي ما در يک استان مي‎خواهيم نماينده انتخاب کنيم، افراد در حوزه‎‎هاي انتخابيه با هم رقابت مي‎کنند. بسياري از افراد که شهر‎هاي کوچک را براي خودشان بسيار کوچک مي‎دانند رغبت به آمدن و نماينده شدن پيدا مي‎کنند. دوم اينکه مردم به شاخص‎ها راي خواهند داد. يعني اگر شخصي که داراي يک طايفه بزرگ در يک شهر است، با اين پشتوانه در شهر نماينده مي‎شود، ديگر نمي‎تواند در استان نماينده شود. پس اين طرح انتخاب‎‎هاي قومي را کمرنگ مي‎کند. ديگر فردي با يک پشتوانه فاميلي نمي‎تواند به نمايندگي برسد. شما مي‎دانيد که ما در مجلس نمايندگاني با راي 12 و 16 هزار راي نيز داريم! رايي که تنها داشتن يک طايفه بزرگ براي احراز آن کفايت مي‎کند. پس يکي از تبعات اين طرح افزايش سطح نمايندگان و در ادامه آن افزايش کارآمدي مجلس است.

موضوع دوم وضعيت فعلي استان‌هاست. وقتي شما وارد مراکز استان‎ها مي‎شويد، امکانات آن‎ها کاملا به چشم مي‎آيد. اما به‌محض اينکه از مراکز استان‎ها خارج مي‎شويد مي‎بينيد که بيکاري، نبودن امکانات و به‌نوعي تجميع امکانات در شهر‎هاي بزرگ بسيار محسوس است. مثلا سرمايه‌گذار انگيزه دارد که کلانشهري مثل اهواز سرمايه‎گذاري کند. سه نماينده اهواز نيز به‎دنبال اين هستند که اين سرمايه‌گذار در اهواز سرمايه‎گذاري کند و هيچ تعهدي هم به شهر‎هاي ديگر نداريم! سرانجام اين وضعيت چيست؟! در استان خوزستان 90 درصد صنايع در اهواز متمرکز شده و 450 هزار نفر در اين شهر به حاشيه‌نشين تبديل شده‎اند. شهر‎هاي ديگر به‎دليل نداشتن بخش صنعتي، اشتغال ندارند و حاشيه‌نشيني در اهواز روزبه‌روز بيشتر مي‎شود. اين معادله را مي‎توان در اصفهان، شيراز و تبريز هم تعريف کرد. اما اگر من از دورترين نقاط استان راي داشته باشم و به‎عنوان نماينده آن‎ها محسوب شوم، مطمئنا نسبت به تعهد خودم در قبال آن‎ها نيز توجه خواهم کرد و نگاهم تنها متمايل به اهواز نخواهد بود.

نکته‎اي که در اينجا قابل توجه است، امکان پايين‎تر راي‎آوري يک نماينده از شهرستان‎‎هاي حاشيه‎اي خوزستان به نسبت مرکز استان، مثل اهواز است. آيا اين درصدبندي‎ها و ائتلافات اين مورد را تقويت نکرده است؟

نمايندگان تهران و فيروزکوه را در نظر بگيريد. نمايندگان تهران و فيروزکوه با هم رقابت نمي‎کنند. اما مردمي که در اين دو شهر هستند، مي‎توانند به کانديدا‎هاي يکديگر راي بدهند. فردي که در فيروزکوه کانديدا شده است، بايد براي تهراني‎ها شاخص و بزرگ باشد که در تهران راي داشته باشد؛ فردي که بيشتر اهل ايده‌پردازي و نگاه تخصصي بوده است. وقتي اين‎ها راي آوردند، نمايندگان هر دو شهر نمي‎توانند بگويند که امور آن شهر ديگر به من مربوط نيست. بلکه خود را مرهون راي آن شهر ديگر مي‎دانند و خدمات خود را به مردم آن شهر تسري مي‌دهند. نمايندگان شهر‎هاي کوچک در اين طرح مي‎توانند در تعامل با نمايندگان شهر‎هاي بزرگ، کار‎هاي خود را بهتر پيش ببرند. البته اگر نمايندگان شهر‎هاي بزرگ به امور ديگر شهر بي‎توجهي کنند، اين امر در انتخابات بعدي تاثير به‌سزايي خواهد داشت.

عنوان اين نماينده به چه صورت مي‎شود؟ شما در حال حاضر نماينده اهواز، حميديه و باوي هستيد، در دوره بعدي نماينده چه شهري هستيد؟

نماينده استان خوزستان! البته بنده از روز اولي که به مجلس آمدم، حتي در نطق‌هايم هم از دوستان خواهش کردم که مرا نماينده استان خوزستان بنامند زيرا نگاه کلي به استان داشته و دارم. تفاوت اينکه نگاه شما جزئي و کلي باشد در اين است که شما خودتان را محدود مي‎کنيد! براي ما فرقي ندارد که بيکاري در شمال خوزستان است يا در شرق. در نهايت ما نمايندگان استان خوزستان هستيم؛ به‎عنوان مثال نماينده استان خوزستان از حوزه انتخابيه بهبهان!

در حاشيه اين طرح بحثي درباره احزاب وجود دارد. اين نکته که اين طرح موجب تقويت احزاب مي‎شود و اين خوب است. از سوي ديگر نيز اين طرح مانع از ورود افراد جديد و تازه و بدون پشتوانه حزبي به انتخابات مي‎شود. چيزي شبيه انتخابات آمريکا که در آن هيچ فرد تازه و کوچکي نمي‎تواند وارد رقابت‎‎ها شود. رئيس‎جمهور يا دموکرات است يا جمهوري‌خواه! در همين راستا قابل پيش‎بيني است که ما در اسفندماه ليست انتخاباتي خواهيم داشت. برآيند شما از اين مسئله چيست؟

ما براي حل اين مشکل اين راه را پيش‎بيني کرديم؛ در کنار احزاب، ائتلاف‎‎هاي اشخاص نيز قابل پيش‎بيني است. ما در جزئيات اجازه داديم که ائتلافات اشخاص نيز در انتخابات پا بگيرند و حتي بعد از انتخابات نيز حفظ شوند.

يعني راي ليستي در دست اجراست؟ راي‌شماري هم به همين صورت است؟

راي ليستي در دست اجراست. اما براي کانديدا‎هاي مستقل نيز پيش‎بيني‎‎هايي شده است. مثلا يک کانديداي مستقل وجود دارد که اصلا هم به حزبي اعتقاد ندارد و نمي‎خواهد در هيچ حزبي شناسنامه‌دار شود و در دسته‌بندي‎ها جايي داشته باشد. اين فرد مي‎تواند تشکيل ائتلاف دهد. به اين صورت که از دو نفر تا تعداد کرسي‎‎هايي که براي آن حوزه انتخابيه در نظر گرفته شده است، مي‎توانند اعضاي ائتلاف باشند. اين افراد مي‎توانند در کنار هم به‎عنوان يک ليست و يک نام در انتخابات شرکت کنند. راي‌شماري هم به‎صورت ليستي در اين انتخابات صورت مي‎پذيرد. يکي از بند‎هاي اين طرح اين است که با شرايط ذکر شده هر انتخاب‎کننده در استان مي‎تواند به‎عنوان يک فهرست، به داوطلب يا داوطلبان مورد نظر خويش از ليست‎‎هاي مختلف راي دهد. آرايي که به‎عنوان يک ليست داده شود، به حساب تمام اعضاي آن ليست گذاشته مي‎شود. دليل آن هم اين است که شخص در راي‌دهي راحت‎تر باشد. براي شمارش آرا نيز راحت‎تر است.

در برخي از استان‎ها مثل تهران که نامزد‎ها بالاي 30 نفر هستند، براي نوشتن نام کانديدا‎ها اين نوع راي‌دهي به شناخت و شرايط شمارش آرا کمک مي‎کند.

اين شيوه چه تاثيري در شناخت دارد؟ حتي به‎زعم‎ من مي‎تواند در شهر‎هاي کوچک در شناخت راي‌دهندگان، واهمه وارد کند. تعدد کانديدا‎ها مي‎تواند افراد را از راي دادن موثر و اميدواري به نتيجه دادن رايشان، باز دارد!

يک شخص در استان خودش به‎دنبال اين است که بين نمايندگانش اتحاد وجود داشته باشد.

من يک کار آماري در مورد مجالس انجام داده‎ام. تعداد زيادي مجتهد، دکتراي تخصصي و افراد اين‎چنيني عضو مجلس اول بودند؛ افرادي که در سطوح بالا بودند. هرچه در تاريخ انقلاب جلو آمديم، مجلس از اين حيث ضعيف شد اما در شرايط فعلي فضاي متفاوتي را مي‎بينيم. بار رجليت نمايندگان در مجالس اخير کاهش پيدا کرده است. آيا اين طرح به اين مسئله کمک مي‎کند؟

من نطق‎‎هاي تمام نمايندگان از مجالس مختلف را مطالعه کرده‎ام. واقعا مجلس اول افرادي را داشت که سطح کيفي آن‎ها بسيار بالا بود. مردم براساس شناخت افراد به آن راي دادند. ما در استاني شدن به‎دنبال همين هستيم. مردم با شناخت، افراد شاخص و شناخته شده را انتخاب کنند. يعني ما در تهران به‎دنبال اين هستيم که افرادي که کنار هستند، برگردند و به استانشان کمک کنند. خيلي چهره‎‎هاي شاخصي داريم که اگر انتخابات استاني شود، برمي‌گردند و در انتخابات حاضر مي‎شوند و به استان و کشورشان خدمت مي‌کنند. انتخابات استاني سطح را بالاتر مي‎برد به اين دليل که مردم يک استان از افراد شاخص يک حوزه شناخت دارند و در نتيجه به آن‎ها راي مي‎دهند. 

يکي از انتقادات نه چندان واقعي در رابطه با اين طرح، در فضاي عمومي و رسانه‎اي کشور مطرح است. آن هم اينکه اگر اين طرح مفيد است، اصلا بياييد و انتخابات را در سطح ملي يا کشوري برگزار کنيم و دقيقا همين متد را در آن سطح پياده کنيم. شما در برابر اين انتقاد چه پاسخي داريد؟

اي کاش سطح اطلاعات همه ما از لحاظ سياسي و شناخت افراد به ‎جايي مي‌رسيد که ما مجلسمان را ملي انتخاب مي‎کرديم، اما وقتي مي‎خواهيم اين را در اجرا تطبيق دهيم، دچار مشکل مي‎شويم. اين طرح در اجرا به همان مجلس سناي ملي بازمي‌گردد. البته آن فرمايشي بود اما اگر به اين صورت باشد ما بايد افراد ملي را نماينده کنيم زيرا ما به‎دنبال افزايش سطح کيفي مجلس هستيم. ببينيد، در خبرگان رهبري چرا شاخص‎ها شرکت دارند؟ چون استاني است! شما همين خبرگان را شهرستاني کنيد. در درجه اول تعداد کانديدا‎ها بسيار افزايش مي‎يابد. بعد از آن، افرادي که راي مي‎آورند، افرادي هستند که هميشه در ميان مردم هستند. افرادي که در جشن‎ها و مراسم‌هاي مردمي هستند. اين از لحاظ کيفي روي کارکرد خبرگان تاثير دارد. اين افراد نمي‎توانند در عين حال افرادي باشند که در حال مطالعه و تمرکز و مداقه هستند. اين کيفيت کار خبرگان را پايين مي‎آورد. اين‎گونه است که من معتقدم شرايط اجرايي شدن انتخابات ملي فراهم نيست، ما آرزو داريم اين اتفاق بيفتد!

آيا شما قبول داريد اين سبک برگزاري انتخابات مجلس، شورا‎هاي اسلامي را تقويت مي‎کند؟

يکي از دلايلي که من براي حمايت از اين طرح نوشته بودم، همين بود. ما به‎صورت پلکاني موضوعاتي را در قانون مطرح کرده‎ايم. شوراي روستا، شوراي شهر، شوراي استان، شوراي شهرستان، نماينده مجلس، خبرگان رهبري، رياست‎جمهوري و... که انتخاب آن توسط مردم است. اما شوراي شهر را قفل کرده‎ايم و آن را به شوراي شهردار تبديل کرده‎ايم. شوراي شهر به شوراي شهردار تبديل شده و مردم خواسته‎شان را از نماينده مجلس مي‎خواهند. نماينده مجلس هم در بسياري موارد به شوراي شهر و شهردار گفته که فلان کار را براي مردم انجام دهيد و سپس آن کار انجام شده است! اين سيکل در پايين دست به هم خورده است. من براي باز شدن جويِ در خانه مردم تماس تلفني دارم! فردي با من تماس گرفت و گفت که جوي در خانه من با مشکل مواجه شده است، من گفتم من که مسئول برزن و شهرداري و شورا نيستم. او در پاسخ به من گفت، پس براي چه به تو راي داده‌ام؟! پس من حسيني مجبورم يک نفر را از دفترم مامور کنم که اين امور را پيگيري کند. دليل اين کار من هم اين است که اگر به او نه بگويم بايد در آينده پاسخگو باشم، بايد رايم را ببينم، مسائل آينده را ببينم و قس علي‌هذا.

نبايد نمايندگان وارد مقولاتي شوند که جزو وظايف آن‎ها نيست و در حيطه تخصصي شوراهاست. استاني شدن به اين مسئله کمک مي‎کند. بايد به اين سمت و سو برويم. وقتي استاني شدن اجرا شد، بايد دنبال ماده 135 و 136 قانون باشيم که مديريت شهري را به شورا‎هاي شهر واگذار مي‎کند. يعني آب و فاضلاب، گاز، برق، تلفن و... را شوراي شهر مديريت و پاسخگويي کند.

جلوگيري از تخلفات ديگر، حسن اين طرح است. راي‌فروشي در همه انتخابات‎‎هاي دنيا وجود دارد. وقتي يک کانديدا مي‎بيند که نامزد انتخابات پيشين با 90 راي از راهيابي به مجلس باز مانده است، انگيزه راي‌فروشي در وي پيش مي‎آيد. اين ارقام براي مثال نيست؛ در آبادان 90 راي، در شادگان 60 راي، در بهبهان 80 راي باعث شد که نامزدي از رفتن به مجلس جا بماند! شوراي نگهبان چقدر نيرو براي نظارت دارد؟ اگر در يک شهر کوچک اين کار ممکن باشد، در استان ممکن نيست. چرايي آن هم به اين دليل است که براي خريد و فروش آرا به انسان‎‎هاي بسيار نزديکي نياز هست که اگر بازداشت هم شدند، اعتراف نکنند. اين مسئله در استان ممکن نيست.

همين‌طور تاثير افرادي چون فرمانداران و بخشداران در انتخابات کاهش مي‌يابد. با ابطال يک صندوق در استان، يک نامزد جابه‎جا نمي‎شود، درحالي‎که در شهر جابه‎جا مي‎شود. حتي انگيزه تاثير در ذهن افراد به‎دليل ناتواني در جمع‌بندي درست از تمام سطح استان، امکان‌پذير نيست.

با اين طرح از جزيره‎اي عمل کردن هم جلوگيري مي‌شود. اينکه نماينده هر شهر براي خودش کار کند، در استاني شدن بسيار قوي است.

شما به‎عنوان فردي که با اين طرح موافق هستيد، آيا معايبي در آن مي‎بينيد؟

مطمئنا! معايبي در انتقاد از اين طرح مطرح شده که من در اين بخش به آن‎ها و البته پاسخ آن‎ها مي‎پردازم.

1. گفته شده است نامزد‎هاي انتخاباتي به کانون‎‎هاي ثروت و قدرت نزديک مي‎شوند؛ در برابر اين انتقاد بايد گفت که خبرگان به‎عنوان يک انتخابات استاني آيا دچار اين مشکل است؟! انتخابات رياست‎جمهوري که در سطح ملي برگزار مي‎شود چطور؟!

انتخابات در استان وقتي ليستي مي‎شود، ظرفيت‎ها در يک سبد مجموع مي‎شود و سرمايه‎گذاري مي‎شود. ضمن اينکه افراد سرمايه‎گذاري خود را در دو حوزه نگه مي‎دارند و در نتيجه هزينه‎ها کاهش پيدا مي‎کند.

2. گفته مي‎شود اين شيوه انتخابات ارتباط مردم و نمايندگان را کاهش مي‎دهد؛ چه کاهشي؟! چه نوع ارتباطي را کاهش مي‎دهد؟! من هم اين را قبول دارم، اما ارتباطات سطح پاييني که وظيفه نمايندگان نيست در اين شيوه انتخابات کاهش مي‎يابد! ضمن اينکه نماينده هر شهر وجود دارد اما به کار‎هاي بزرگ‌تري مي‎پردازد. ضمن اينکه مردم اگر کار‎ها و خدمات ما را ببينند، به تلفن نياز ندارند. 

3. نخبگان توانمند غيرسياسي از گردونه رقابت حذف مي‎شود؛ ما در برابر اين آسيب ائتلاف اشخاص مستقل را تدوين کرده‎ايم. اين افراد مي‎توانند در کنار سرليست‎ها و افراد شناخته‌شده در استان، در ليستشان قرار بگيرند. با اين کار مي‎توان افراد جديد را در کنار افراد بزرگ و مطرح به ‎جامعه معرفي کرد.

4. بحث ديگر کاهش مشارکت مردمي است؛ من در اين‎باره به تفکر بسياري پرداختم اما متوجه نشدم اين کاهش مشارکت مردمي به چه معناست! من و تعدادي در يک شهر کانديداي انتخابات مي‎شويم. مردم به اين دليل که مرا هم‌صنف خود مي‎دانند، به من راي مي‎دهند. درباره ديگران هم همين‎طور است. اتفاقا هجوم افراد در انتخابات استاني براي راي‎آوري کانديداي مورد نظرشان افزايش مي‎يابد. انگيزه حضور در انتخابات و راي دادن به فرد به‎عبارت بهتر، بيشتر مي‎شود. دليل آن هم ارتباطات متفاوتي است که در ميان مردم و نامزد‎ها وجود دارد.

5. بحث ديگر، تقويت مباحث قومي است که در انتقادات به چشم مي‎خورد؛ شخص کانديدا وقتي در شهر خودش داراي يک قوم اکثريت است، مي‎تواند منبع اثر بيشتري باشد يا وقتي در سطح استان داراي راي بيشتري است؟!

من فکر مي‎کنم همه اين موارد شرايطي را ايجاد مي‎کند که نگاه ما به اين موضوع مثبت باشد. اما سخن نهايي در اين‎باره را شوراي نگهبان مي‌زند. ما وظيفه تصويب قانون را داريم و شوراي نگهبان وظيفه تاييد قانون را. براساس شرع مقدس و قانون اساسي بايد قانوني مصوب شود که به‎نفع نظام باشد. توضيحات ما ارائه شده و سعي کرده‎ايم که نکاتمان را پيش از به راي گذاشتن شوراي نگهبان به آن‎ها ارائه دهيم. نظر نهايي و صائب براي رد يا تاييد اين مصوبه در اختيار شوراي نگهبان است و ما منتظريم که در اين فرصت دو هفته‎اي که براي بازبيني جزئيات در اختيار نمايندگان قرار گرفته، اين طرح به سرانجام برسد.

فضاي کلي مجلس را نسبت به اين طرح چگونه مي‎بينيد؟

يک فوريت اين طرح با 133 راي، خارج از دستور آوردن آن با 143 راي و کليات آن با 149 راي به تصويب رسيد. اين نشان مي‎دهد که مجلسي‎ها روي کليات آن بحثي ندارند و جزئيات بايد مورد بحث واقع شود.

منبع: مجله پنجره

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس